تاریخچه ساز دیوان به فرهنگ کردی و مناطق کردنشین ترکیه (کرمانج)، ایران و عراق میرسد. این ساز علاوه بر محبوبیتی که در این مناطق دارد، در بوکان، مهاباد، سنندج و کرمانشاه نیز رایج است. با وجود اینکه دیوان در این شهرها قدمت چندانی ندارند، اما محبوبیت بسیاری را در بین افراد این مناطق پیدا کرده است.
در ترکیه، دیوان با نام تنبور نیز شناخته میشود و در بسیاری از ملودی های اصیل مردم آن منطقه، مورد استفاده قرار میگیرد.
در این مقاله نگاهی کوتاه داریم به ساختار دیوان.
این ساز با مضراب پلاستیکی یا سر انگشتان دست نواخته میشود. دیوان را در اندازههای مختلفی از جمله سایز کوچک (جُرا)، سایز متوسط (دسته کوتاه)، و سایز بزرگ (دسته بلند) میسازند. سایز بزرگ این ساز را در اصل دیوان مینامند که کاسهای شبیه به سه تار، ولی بزرگتر دارد.
دستهی دیوان دارای 24 پرده است که هر کدام جا به جا میشوند. این ساز 7 سیم دارد که دوتای آن واخوانند. از 7 گوشی دیوان، 4 گوشی روی جایگاه یا صفحه و 3 گوشی در کناره ها قرار میگیرند. در منتهاالیه قسمت صاف بدنه، طنین نصب شده است. در قسمت زیرین دیوان نیز سوراخی صوتی به بعد 35 میلی متر وجود دارد.
جورا
تانبورا
باغلاما دسته کوتاه
باغلاما دسته بلند
ساز دیوان
ساز میدان
کوک کارا
کوک باغلاما
کوک مستزاد
کوک میسکیت
از هر پنج نفر در دنیا ، یک نفر به زبان انگلیسی مسلط است و یا به راحتی آن را درک میکند . بیش از چهارصد میلیون گویشور بومی انگلیسی زبان وجود دارد ودر بیش از 50 کشور در دنیا انگلیسی یکی از زبان های رسمی و یا اصلی آنهاست . با اینکه در دهه های گذشته اهمیت زبانهای دیگر مثل اسپانیایی چینی ، فرانسوی ، روسی و آلمانی نیز افزایش چشمگیری داشته ، اما هنوز انگلیسی زبان مشترک برای کار ،تعامل و ارتباط بین المللی است .
در این مقاله نگاهی داریم به این ساختار و خاستگاه زبان انگلیسی
تاریخ زبان انگلیسی به زمان هجوم سه قبیله ژرمن در قرن 5 به بریتانیا باز میگردد . این قبایل "انجلز" (فرشتگان) ، "ساکسون " و "جوت" نام داشتند که برخاسته از سرزمین های اطراف دریای شمال ، که امروزه "آلمان شمالی" و "دانمارک" نام دارند، بودند. در آن زمان ساکنان بومی در بریتانیا به زبان سلتیک (celtic) سخن میگفتند ، اما بیشتر آنها با وقوع حمله به کناره های غربی و شمالی ، آنچه که امروز "ولز" ، "اسکاتلند" و "ایرلند" است رانده شدند . قبیله ی انجلز از سرزمینی به نام "انگلالند"englaland ) که به زبان "انگلیسیگ" صحبت میکردند بودند و آنچه که ما به عنوان "انگلند" و یا "انگلیش" میشناسم ، ریشه در این زبان دارد .
چرا انگلیسی یاد بگیریم؟
مزایای یادگیری زبان انگلیسی بر هیچکس پوشیده نیست . یافتن موقعیت های شغلی بهتر مثلا کار در شرکت های چند ملیتی و یا حتی در کشوری دیگر از جمله اهدافی هستند که با یادگیری زبان انگلیسی میسر می شوند. . تعاملات تجاری امروزی از مرزها فراتر رفته و همین امر ضرورت یادگیری انگلیسی را برای کارمندان در این تعاملات دوچندان کرده است .
اگر به فکر تحصیل در خارج از ایران هم باشید ، اولین اقدام می تواند یادگیری انگلیسی باشد ، چرا که بسیاری از کشورهای دنیا ، حتی کشورهای غیر انگلیسی زبان نیز برنامه های آکادمیکی را به زبان انگلیسی ارائه میدهند . بنابراین یادگیری انگلیسی میتواند نقشی مهم در آینده ی تحصیلی شما نیز داشته باشد .
کلاس های تخصصی زبان انگلیسی:
به منظور درک بهتر سطح توانمندی خود در زبان انگلیسی، نکات زیر را مطالعه کنید.
این نکات از وب سایت دانشگاه کمبریج انگلستان برگرفته شده است.
(CEFR) Common European Framework of Reference for Languages
چارچوب مرجع مشترک اروپایی برای همه ی زبانهای دنیا که به آن CEFR می گویند استانداردی بین المللی است که در آن مهارت فرد در هر زبانی در شش سطح مختلف رتبه بندی می شود. این سطوح به ترتیب عبارتند از:
A1 ------> A2 ------> B1 ------> B2 ------> C1 ------> C2
که در آن A1 سطح ابتدایی و C2 سطح پیشرفته است . تعریف کاربردی و خلاصه شده ی این سطوح در جدول زیر آمده است.
A1
فردی که زبانی را در این سطح یاد گرفته باشد می تواند به آن زبان جمله های ساده را بگوید و بفهمد. می تواند خود و دیگران را معرفی کند و درباره ی زندگی فردی و روزمره گفتگو ی ساده ایی را انجام دهد.
A2
فردی که زبانی را در این سطح یاد گرفته باشد می تواند به آن زبان کارهای روزمره ی خود را با بهره گیری از اطلاعات ساده و در موقعیت های آشنا انجام دهد و از عهده ی کارهایی مانند خرید های روزمره ، خرید بلیط و رزرو جا و غیره به راحتی بر آید.
B1
فردی که زبانی را در این سطح یاد گرفته باشد می تواند به آن زبان متن ساده ایی را درباره ی موضوعات آشنا بنویسد یا در باره ی آنها گفتگو کند و یا در محیط کار می تواند جمله های ساده را بفهمد و به کار بگیرد.
B2
فردی که زبانی را در این سطح یاد گرفته باشد می تواند با مردمی که آن زبان را به عنوان زبان مادری خود صحبت می کنند گفتگو کند و در آن محیط کار کند . می تواند مفهوم کلی متن نوشتاری را درک کند و تا اندازه ایی قادر است متونی با مضمون انتزاعی را بخواند یا در باره ی ان گفتگو کند. این مرحله ایست که فرد می تواند وارد دانشگاه شود و به آن زبان تحصیل کند.
زبان کرهای زبانی پرطرفدار در دنیا، به خصوص در میان جوانان و نوجوانان میباشد. کشور کرهی جنوبی به خصوص تونسته با رشدی قابل تحسین فرصتهای شغلی بسیاری رو فراهم کنه و بسیاری از افراد به همین دلیل به این کشور میرن و طبیعتا نیاز دارن که زبونشون رو یاد بگیرن. از دلایل دیگهی این محبوبیت میشه به فیلم های جذاب و سریال های پرکشش و همینطور موسیقی کی-پاپ اشاره کرد که خیلی هارو به سمت یادگیری زبان کرهای کشوندن. در این مقاله چند تا از حقایق جالب دربارهی این زبان رو بهتون میگیم تا شاید شما هم ترغیب بشید و برید کرهای یاد بگیرید!
کرهای، زبانی منحصر بفرد
هرچند بعضی از زبان شناسها معتقدن که کره ای تو دستهی زبانهای "آلتائیک" قرار میگیره و یجورایی ریشه در زبان ترکی داره، ولی واقعیت اینه که اصلا اینطوری نیست و کرهای یک زبان کاملا منحصر بفرده و به هیچ گروه زبانیای تو دنیا تعلق نداره.
تاثیر چینی بر کلمات کرهای
همونطور که گفتیم، کرهای به عنوان زبانی منحصر بفرد شناخته میشه، اما به خاطر سابقهی تاریخی ای که در روابط کرهای ها و چینیها وجود داره، بیش از ۶۰٪ از کلمات کرهای ریشه چینی دارن، البته گرامر زبان کرهای کاملا مستقل از زبان چینیه. از ۴۰٪ باقی مونده هم، ۳۵٪ از کلمات اصالت کرهای دارن و ۵٪ شون هم از زبانهای مختلف دیگه گرفته شدن.
فعل همیشه آخر جمله میاد
در زبان کرهای هم مثل زبان فارسی خودمون، همیشه فعل رو آخر جمله قرار میدیم. تو زبانی مثل انگلیسی اول فاعل میاد، بعد فعل و در آخر مفعول قرار میگیره ولی کرهای اینجوریه که اول فاعل میاد، بعد مفعول میاد و در آخر فعل.
سیتسمهای متفاوت برای شمارش
در زبان کره ای دو دسته اعداد داریم ۱_ اعداد چینی کره ای۲_ اعداد بومی کره ای که کاربرد هر کدوم متفاوته
اعداد کره ای چینی برای شمردن پول،تاریخ،دقیقه و شماره تلفن و اعداد بیشتر از ۱۰۰ استفاده می شود
اعداد بومی یا اصیل کره ای برای گفتن ساعت و واحد شمارش استفاده می شود
گویشها کرهیشمالی و جنوبی با هم فرق میکنن
مدت زیادی میشه که دو کشور شمالی و جنوبی از هم جدا شدن و روابطشون هم تیره و تاره! و به تبع این جدایی لغات، تلفظها و گرامر متفاوتی در این دو کشور رواج پیدا کردن!
هفت روش مختلف برای بیان احترام
مثل ژاپنی، کرهای هم سیستم پیچیدهای برای "گرامیداشت" افراد داره و بسته به فردی که بهش اشاره میشه، از کلمات و افعال متفاوتی استفاده میکنن تا دقیقا میزان احترامی که برای اون شخص قائلن رو بیان کنن.
سئول به معنی پایتخت
سئول پایتخت کرهی جنوبی با بیش از ۱۰ میلیون نفر جمعیته. در زبان کرهای سئول دقیقا معنی پایتخت رو میده! خلاصه که در انتخاب اسم واسه پایتختشون خیلی دقیق و صریح عمل کردن!
کرهای تا قرن ۱۵ام الفبا نداشت!
زبان کرهای قدمتی ۱۰۰۰ ساله داره اما، الفبای این زبان تا قرن ۱۵ میلادی شکل نگرفته بود و قبل از اون کرهای ها از کاراکترای چینی برای نوشتن استفاده میکردن.
داستان "چاقوی سوئیسی" در کرهای چیه؟
تو سریال آمریکایی "مک گایور" یه مامور مخفی هست که همیشه یه چاقوی سوئیسی همراهشه، این قضیه تو کرهی جنوبی حسابی ریشه دار شد، به طوریکه به چاقوی سوئیسی تو این زبان میگن "maekgaibeo-kal" !هرچند که kal یک کلمهی اصیل در زبان کرهایه، ولی "مک گایبو" دقیقا اسم شخصیت اصلیه سریاله!
تاریخچه عکاسی با دوربین
برخی به اشتباه بر این باور هستند که عکاسی همواره با استفاده از دوربین و لنز انجام میشود. درست است دوربین به منزله قلم برای نقاش و یا چکش برای نجار است، اما واقعیت این است که در زمانهای قدیم، بسیار قبلتر از روی کار آمدن اولین کمپانی ساخت دوربین به نام کداک در سال 1888، هنر عکاسی کشف شده و مورد توجه قرار گرفت. دوربین تاریک خانهای (Camera Obscura) به عنوان اولین دوربین بدون لنز شناخته میشود. این دوربین که شامل یک جعبه و یا اتاقی تاریک با یک سوراخ ریز در یکی از ابعاد آن میشد، وسیلهای بود که ارسطو و اقلیدس سعی داشتند با آن باور غلطی که در بین مردم رایج بود را تغییر دهند. در زمان یونان باستان، مردم فکر میکردند که اشیاء به واسطه نوری که از چشم ساطع میشود، قابل دیدن هستند. آن ها، صفحهای نیمه مات در پشت دوربین تاریک خانهای قرار دادند و سعی کردند تا با اثبات دیده شدن تصویر به کمک بازتاب نوری که از آن به صفحه میتابد، خلاف این باور غلط را ثابت کنند. کشف پدیده دوربین تاریک خانهای آغازی بود برای تکامل عکاسی و پیدایش دوربین عکاسی. در این مقاله نگاهی داشتیم به این هنر پرطرفدار.
عکاسی با دوربین
واژه عکاسی در زبان انگلیسی فتوگرافی (Photography) نامیده میشود و از دو بخش فوتو و گرافی تشکیل شده است. در زبان یونانی فوتو به معنای نور و گرافی به معنای نمایش چیزی با استفاده از خط و یا نگارش میباشد. بنابراین معنی لغوی فتوگرافی را میتوان نقاشی با نور شرح داد. اما اگر بخواهیم مفهوم خاص و جامع تری برای این واژه بیان کنیم، عکاسی را ثبت لحظات و ایجاد تصویری از آن، میخوانیم. عکاس نیز شخصی است که با هنر خود و در نظر گرفتن فاکتورهایی خاص، به ثبت لحظات میپردازد.
از چند قرن پیش که بشر موفق به ثبت لحظات با استفاده از وسیله ای به نام دوربین شد، عکاسی به یکی از محبوبترین و شناخته شدهترین فعالیتهای هنری تبدیل گشت و پس از آن عکاسان زبدهای مانند عباس عطار در ایران و هانری کارتیه برسون، اَرون سیسکیند و من رِی ( از دوستان صمیمی سالوادور دالی) در سایر نقاط جهان ظهور کردند.عکاسی در زیر مجموعه هنرهای ترسیمی قرار میگیرد و به هنر سوم هم مشهور است.
عناصر سه گانه دوربین عکاسی چه هستند؟
گرفتن دوربین به دست و عکس گرفتن از هر پدیده و صحنهای که پیش روی ماست را نمیتوان هنر عکاسی خواند. عکاسی با دوربین اصول و قواعدی دارد که هر عکاسی ملزم به دانستن آنها میباشد. نور مهمترین فاکتور در عکاسی است که بر اساس آن بسیاری از قابلیتهای دوربین تنظیم میشود. دریچه دیافراگم، ایزو و سرعت شاتر عناصر سه گانه دوربین هستند که وظیفه تنظیم نور و کیفیت تصویر را دارند.
دریچه دیافراگم
دیافراگم دریچهای در لنز دوربین است که وظیفه رساندن نور به حسگرها و تنظیم میزان نور دریافتی را بر عهده دارد. هر چقدر دریچه بزرگتر باشد نور بیشتری به حسگر میرسد، در این هنگام میتوان با زیاد کردن سرعت شاتر، میزان نور ورودی را کنترل کرد.
ایزو (ISO)
ایزو میزان حساسیت دوربین به نور را کنترل میکند. هر چه ایزو بالاتر باشد، نور دریافتی بیشتر بوده و تصویر دانه دار میشود. به همین خاطر عکاسان حرفهای تلاش میکنند تا ایزو از 1000 بالاتر نرود.
سرعت شاتر
پردهای که در داخل دوربین DSLR وجود دارد، شاتر نامیده میشود. مدت زمانی که شاتر باز میشود تا نور به حسگر برسد را سرعت شاتر میگویند. اگر سرعت شاتر بسیار زیاد باشد، میتوان با دوربین قطره آب در حال چکیدن را منجمد کرد. اما هنگامی که سرعت شاتر پایین باشد، تا هنگام بسته شدن شاتر هر نوری که جلوی لنز قرار داشته باشد را ثبت میکند و به همین خاطر اجسام در حال حرکت تار میشوند.
چه دوربینی برای من مناسب است؟
خرید دوربین و انتخاب بهترین برند آن دغدغه بسیاری از عکاسان تازه کار و کسانی است که به تازگی شروع به یادگیری عکاسی کردهاند. قبل از تهیه دوربین مورد نظرتان بهتر است سه سوال را از خودتان بپرسید و بر اساس پاسخهایتان دوربین مناسب را تهیه نمایید.
چه کاری با دوربین میخواهید انجام دهید؟
اگر به عکاسی به چشم یک سرگرمی و حرفه نگاه میکنید، دوربین دیجیتال تک لنزی بازتابی (DSLR) بدون آینه برای شما بهترین گزینه است. اما اگر قصد تان درست کردن فیلم، ویدیو های کوتاه و وبلاگری میباشد، دوربین های بدون آینه میتواند گزینه مناسبی برای شما باشد. چنانچه دوربین را فقط برای گرفتن عکسهای معمولی و استفاده خانوادگی احتیاج دارید، پس دیگر خودتان را درگیر نکات پیشرفته و تکنیکی نکرده و یک دوربین کامپکت یا P&S تهیه کنید!
مهارت عکاسی شما در چه سطحی است؟
اگر همچنان در حال یادگیری عکاسی هستید و مهارت تان هنوز جای رشد دارد، یک دوربین مبتدی DSLR و یا دوربین بدون آینه ایده آلترین برای شما است. چرا که لنز آن قابل تعویض و بسیاری از تنظیمات آن دستی میباشد و به شما این فرصت را میدهد تا هم زمان با رشد و پیشرفتتان، قابلیتهای جدیدی نیز به دوربین اضافه کنید.
تا چه میزان میخواهید برای خرید دوربین هزینه کنید؟
بسیاری از افراد هزینههای گزافی را برای خرید دوربینهای بسیار پیشرفته صرف میکنند، درحالیکه به بسیاری از قابلیتهای دوربین نیازی ندارند. معیارهای یک دوربین خوب را کاربرد و هدف شما از عکاسی تعیین میکند. به همین دلیل توصیه ما این است که قبل از این که برای خرید بهترین دوربینی که معرفی میشود، اقدام کنید، به این فکر کنید که چه دوربینی کار شما را راه انداخته و کیفیت مطلوب را به شما ارائه میدهد.
اتاق فرار یک بازی ایده آل برای آن دسته از افرادی است که همیشه آرزو داشتند تا به جای نقش اول ویدیو گیم، کتاب یا یک فیلم مورد علاقهشان بودند. این بازی را میتوان به صورت چند نفره انجام داد، شما و دوستانتان در یک اتاق حبس میشوید و باید با حل معما و روبه رو شدن با چالشهای مختلف راه فرار را پیدا کنید. هر اتاق، چندین سناریوی مختلف دارد مثل فرار به عنوان یک جاسوس بینالمللی، گریز از یک خانه جن زده یا حتی فرار از یک مقبره مصری. بازیکنان باید از معماها، راهنمایی ها و سرنخ های موجود در اتاقها استفاده کنند و در زمانی محدود زاه فرار از اتاق را پیدا کنند. در این مقاله به معرفی این بازی و تاثیر آن بر ذهن میپردازیم.
اتاق فرار از کجا شروع شد؟
اولین اتاق فرار مدرن توسط یک انتشارات ژاپنی به نام SCRAP در کیوتو به وجود آمد و به صورت یک بازی 5-6 نفره در یک اتاق انجام شد، اما حالا SCRAP با رویدادهای فرار چند هزار نفره در یک مکان مشترک شناخته میشود. از آن زمان این بازی تبدیل به یک رویداد بینالمللی شده و در بیش از 60 کشور جهان از جمله ایران اجرا میشود.
برخی از مزایای اتاق فرار برای سلامتی ذهن
یادگیری مسائل جدید
پیدا کردن و کشف حقایق جدید و آموزش آن به دیگران در ذات انسان است. در دوره مدرن که سرعت و بازده بالا حرف اول را در جهان میزند، ما از مطالعه کتب قطور فاصله گرفته و فرصت خواندن این مطالب را نداریم. در اتاق فرار ما به صورت مستقیم و محسوس محیط را تجربه کرده و در آن غوطه ور میشویم. محیطی که ما را ترغیب به تعامل فیزیکی با تکنولوژی ها، متون و کدها میکند. یک تجربه تعاملی واقعی که همتا ندارد.
در ادامه ما به مزایای اتاق فرار برای سلامتی می پردازیم.
تحریک حواس
زیبایی اتاق فرار این است که شما مرکز تحرکات هستید. این زمانی است که شما بیشتر از بینایی، لامسه، بویایی و دیگر حواس خود نسبت به محیط استفاده میکنید. زمانی که شما وارد اتاق فرار می شوید، حواستان تحریک میشود، چرا که غریزه بقا در شما فعال شده و با تیم خود شروع به پیدا کردن راه خروج میکنید.
بهینه سازی مهارت های حرکتی
حل کردن پازل ها باعث بهینه سازی مهارت های حرکتی میشوند، که گاهی اوقات به اصطلاح، آن را "هماهنگی دست و چشم" و یا "آگاهی فضایی" نیز خطاب میکنند. همانطور که ما رشد کرده و بزرگتر میشویم، آگاهی ما نیز از دنیای اطراف افزایش پیدا میکند. تعامل و فعالیت های منحصر به فرد این بازی به بهینه سازی مهارت هایی از قبیل تخمین فاصله و واکنش های فیزیکی به موقع کمک میکند. حل پازل ها در دنیای سه بعدی در اتاق فرار موقعیت هایی را فراهم میکنند که فعالیتهای اجتماعی زیادی، توانایی فراهم کردن آن را ندارند.
افزایش توانایی در برقراری ارتباط و تعامل اجتماعی
انسانها به تعامل اجتماعی نیاز دارند و این در غریزه ماست. هنگامی که تحت فشار قرار می گیریم، برای حل چالشها مجبور به تعامل با محیط اطراف می شویم. اتاق فرار هایی مثل اسکیپ کیوب، تیم ها را در شرایطی قرار میدهند که تعامل اجتماعی، برای پیروزی در آنها حیاتی است. از آنجایی که ما در دنیای دیجیتال غوطه ور هستیم، صحبت کردن به صورت رودررو ممکن است روز به روز برای ما کمتر اتفاق بیفتد، اتاقهای فرار، ما را به مشارکت در بحثها و مکالمه با یکدیگر ترغیب میکنند.
افزایش توانایی حافظه
همانطور که همگی می دانیم، با افزایش سن حافظه ما با مشکلاتی روبرو میشود. پازل ها و چالش ها میتوانند یک راه عالی برای تقویت حافظه باشند، چرا که در تعامل با کدها، نمادها و یا زبان همراه هستند، بعضی از اتاق های فرار مثل اتاق فرار اسکیپ کیوب شما را ملزوم به تمرکز و صرف انرژی برای به یاد سپردن برخی اطلاعات و استفاده از آنها در مراحل بعدی بازی میکنند. این تمرین می تواند تاثیر مثبت بسزایی بر روی تقویت حافظه داشته و به ما در زندگی روزمره کمک شایانی کنند.
افزایش آگاهی
از آنجایی که ما در فضایی ناشناخته شروع به اکتشاف می کنیم و از دنیای روزمره خود به صورت موقت فاصله گرفته و در دنیایی جدید مجبور به کسب اطلاعات و استفاده از آنها به صورتی منحصر به فرد برای پیروزی در چالشها میشویم، این امر باعث تقویت توانایی جذب اطلاعات و استفاده موثرتر از آنها میشود.
افزایش حس شادی و رضایت از زندگی
با اطلاعات جدیدی که کسب و به صورت خلاقانه از آن استفاده کردیم، بعد از خروج از اتاق فرار حس رضایت و لذت زیادی خواهیم داشت، هنگامی که در حال حل چالش ها در اسکیپ روم هستیم آدرنالین خون ما افزایش پیدا کرده و هنگام خروج از اتاق حس موفقیت به ما دست خواهد داد.
امروزه در بسیاری از کشور ها از جمله ایران اتاق فرار وجود دارد و مخاطبان زیادی را جذب خود کرده است، مجموعه اسکیپ کیوب با چهار شعبه (توچال، بلوار دماوند، ایران مال، اپال) با هفت اتاق فرار جذاب، در این زمینه جزو تیم های موفق است.
اتاق فرارهای این مجموعه شامل:
اتاق فرار Ocean Six: برگرفته از فیلم های Ocean’s Eleven به مدت زمان 70 دقیقه شما را به چالش میکشد.
اتاق فرارDead End: الگو گرفته از سری بازی های Silent Hill شما را به مدت 90 دقیقه با ترس و دلهره به کشف معماها و حل آنها فرا می خواند
اتاق فرار Los santos: پلیسی و سیاسی و بسیار دشوار به مدت 90 دقیقه هوش شما را زیر ذره بین قرار میدهد.
اتاق فرار Behind The Bars: بر پایه داستانی از جنگ جهانی دوم، شما باید از زندان نازی ها فرار کنید.
اتاق فرار Blow your Candles: در 70 دقیقه باید معمای یک قتل را به سرانجام برسانید.
اتاق فرار Movie Night: براساس اتفاقی واقعی در سال 2012.
اتاق فرار My name is Sydney: مرتبط به سناریوی Dead End تدوین شده و 75 دقیقه مملو از ترس و دلهره.
منبع: مجموعه اتاق فرارهای اسکیپ کیوب
جهان بدون موسیقی شاید جایی بود کسالت آور، موسیقی قطعا پدیدهایست که زندگی را زیباتر کرده و گاهی اوقات مانند پناهگاهی برای فرار از روزمرگی و مشکلات است.
موسیقی کلاسیک را بسیاری سرآمد این هنر میدانند، زادگاه هنرمندانی که میتوان آنها را نابغه خواند. آثار این هنرمندان نام آشنا به نوعی دنیا را تحت تاثیر خود قرار دادند و تحولی بپدند در دنیای رنگارنگ موسیقی. کنسرتوها یا قطعات موسیقی زیبا و بسیار نام آشنایی در دنیای موسیقی وجود دارند، قطعاتی که نامهای بزرگی در پشت ساختشان قرار گرفته، اما اینکه کدامیک بهترینند شاید انتخاب سختی باشد. در این مقاله به معرفی بهترین کنسرتوهای موسیقی پرداختیم.
● کنسرتوی امپراطور اثر بتهوون
آخرین اثر پیانوی بتهوون، قطعهای مهیج، اصیل، چالش برانگیز و البته فراموش نشدنی است که در بین سالهای ۱۸۰۹ تا ۱۸۱۱ نوشته شد و یکی از پنج ساختهی بتهوون با پیانو بود که متاسفانه خود او موفق به اجرای آن نشد. این قطعه اما بر خلاف اسمش هیچ ارتباطی با هیچ امپراطوری ندارد و در واقع بتهوون آن را برای رادولف، که حامی اصلی اش در آن زمان بود، ساخته است. این کنسرتو به طور غیر معمولی با کادِنزا (نوازندگی انفرادی) شروع میشود و با حرکتی آهسته و بهشت گونه ادامه مییابد و در انتها پایانی بهاری را با خود دارد.
● کنسرتو کلارینت اثر موتزارت
شاید بتوان گفت هیچ آهنگسازی نتوانسته برای کلارینت قطعهای به مانند کنسرتوی موتزارت بنویسد. موتزارت در هر مرحله بهترین ویژگیهای این ساز را به نمایش میگذارد. این قطعه بی شک یکی از بزرگترین و باشکوه ترین قطعات تاریخ موسیقی است و از سه بخش تند و بانشاط (Allegro)، ملایم وآهسته (Adagio) و دوباره با نشاط (Rondo: Allegro) تشکیل شده است.
● کنسرتوی ویولون اثر برامس
کنسرتوی ویولونِ برامس در بین قطعات عاشقانه، واقعا یکی از بی نظیرترین هاست. این قطعه دامنهی احساسی فوق العاده ای دارد که ویولون آن را به نحوی شایسته خلق کرده است.
برامس این کنسرتو را برای دوست صمیمیاش یوزف یواخیم نوشت، که ویولونیستی بزرگ در دوران خود بود.
● کنسرتوی ارکسترا اثر بارتوک
هیچ سولیستی در این کنسرتو وجود ندارد، اما همهی سازها نقش مهمی را در این قطعه ایفا میکنند و اثری بینظیر، آمیخته به شکوه، احساسات و نبوغ را در پنج بخش ارائه میدهند. بارتوک و خانوادهاش در ۱۹۴۰ از اروپای جنگ زده به ایالات متحده رفتند و مدتها برای گذران زندگی با چالشهای مختلف دست و پنجه نرم میکردند، بعدها بارتوک به ارکستر سمفونیک بوستون پیوست و با استقبالی بی نظیر رو به رو شد و در ۱۹۴۴ این قطعه را در این ارکستر به اجرا درآورد که از آن زمان تاکنون، یکی از محبوب ترین کنسرتوهای موسیقی است.
● کنسرتوهای براندنبورگ اثر باخ
کنسرتوی براندنبورگ باخ، مجموعهای شامل شش قسمت است که هر شش کنسرتو، لایق قرار گرفتن در بین بهترینهای دنیا هستند. هر کدام از این قطعات برای سازهای مختلفی ساخته شده اند. به طور مثال، در سمفونی شماره ۵ ویولون، فلوت و هارپسیکورد سازهای اصلی هستند.
تاریخ ساخت این قطعات مشخص نیست، باخ نسخه خطی آنها را در ۱۷۲۱ منتشر ساخت اما ممکن است که این کنسرتو را چند سال قبل از آن نوشته باشد.
● کنسرتوی ویولون سل اثر الگار
صدای واضح و رنج گستردهی ویولون سل، برای آهنگسازان بسیار الهام بخش بوده و الگار هم از این موضوع مستثنی نیست. در این کنسرتو، او از حداکثر قابلیت های ویولون سل بهره برده و با استفاده از زبان موسیقی بی نظیری که منحصر بفرد به خود اوست، لحظاتی از شکوه، اشتیاق و اضطراب را مجسم میسازد. این قطعه آخرین کار بزرگ الگار بود که در ۱۹۱۹ ساخته شد، اما در ابتدا تنها نمایشی پر سر و صدا بود و دههها طول کشید تا محبوبیت امروزش را بدست آورد، محبوبیتی که آن را مرهون ژاکلین دوپره و زحماتش برای بازسازی و تنظیم این قطعه است.
● کنسرتوی ترومپت اثر هایدن
درخشان ترین ساز که توسط آفتابیترین آهنگساز به کار گرفته شده! چه چیزی را میتوان دربارهی کنسرتوی ترومپت هایدن دوست نداشت؟ این قطعه زیبا را هایدن در ۱۷۹۶ برای دوستش آنتون ویندیگر که استاد و سازندهی ترومپت بود ساخت. این کنسرتوی سه بخشی، نشاط و ذوق بی نظیری را با مخاطبان خود به اشتراک گذاشته و نهایت توانایی موسیقیایی ترومپت را نمایش میدهد.
● کنسرتوی چهار فصل اثر ویوالدی
همهی ما چهار فصل ویوالدی را بارها شنیدیم و همین شاید دلیلی باشد برای اینکه ندانیم چه قطعهی بی نظیری است. در این قطعه در واقع چهار کنسرتو یکی شده و هر بخش به یک فصل سال اختصاص مییابد. هر یک از بخشها با تصویرسازی شاعرانهای که موسیقی مجسم میسازد، همراه است، از آواز پرندگان بهاری تا طوفان تابستانه و لغزش اسکیت بازها در میانهی زمستان. این قطعه در سال ۱۷۲۵ در آمستردام منتشر شد، هر چند ویوالدی آن را ۸ یا ۹ سال قبل از آن ساخته بود.
کنسرتوی چهارفصل جدالی بین هارمونی و نبوغ و در نهایت ترکیبی بی نظیر از هر دوی آنهاست.
● کنسرتوی شماره ۲ پیانو اثر راخمانینوف
کنسرتوی شماره ۲ پیانو اثر سرگئی راخمانینوف روسی را میتوان یکی از بهترین قطعات موسیقی طول تاریخ دانست. کنسرتویی که از اولین تا آخرین نت آن، شاهکاری بی نظیر است. ترکیبی فوق العاده از تکنوازی و همنوازی ، طوفانی از احساسات که به طرزی الهام بخش با موسیقی تنیده شده و قلب شنونده را با خود همراه میسازد.
راخمانینوف، پس از سالها شکست موسیقیایی به خصوص در سمفونی شماره یک خود، در سال 1901 موفق به نوشتن نسخه اولیه این قطعهی بی نظیر شد و دنیای موسیقی را تحت تاثیر خود قرار داد.
● کنسرتوی ویولون اثر سیبلیوس
لیست ما کامل نخواهد بود مگر با ژان سبیلیوس، آهنگساز مطرحی که آرزو داشت ویولونیستی حرفهای شود اما میتوان گفت که خیلی موفق نبوده! البته بعضی با کمی غرض اینگونه از او یاد میکنند، اما سیبلیوس انتقام این حرف را با کنسرتوی ویولونی که در سال ۱۹۰۴ نوشت، از منتقدان خود گرفت! دونالد تووی، منتقد موسیقی این قطعه را پولونایزی (نوعی رقص لهستانی) برای خرسهای قطبی توصیف کرد و گفت که این قطعه به مانند یخهای فنلاند، زادگاه سیبلیوس برق میزند.
این کنسرتو از سه بخش تشکیل شده : نشاط انگیز ملایم (Allegro moderato)، ملایم (Adagio) و تند و نشاط انگیز (Allegro). این اثر منحصر بفرد برای تکنوازها چالشی همه جانبه است و همین آن را به یکی از بهترینهای دنیا تبدیل کرده.
تو این بلاگ میخوایم به معرفی یکی از ترناکترین و هیجان انگیزترین بازیهای دنیا بپردازیم. بازی p.t ساختهی آقای هیدئو کوجیما.
اجازه بدید از خالق اثر ، کوجیما شروع کنیم. هیدئو کوجیما ، متولد ۲۴ اوت ۱۹۶۳ یعنی می شه گفت اول شهریور ماه سال ۱۳۴۲ در توکیو ، ژاپن در خانواده ای متدین چشم به جهان گشود ... ؟ نه ما از خانواده اش دیگه جدی خبری نداریم. اونچه از خانواده ی کوجیما می دونیم اینه که کم تو ژاپن مهاجرت نکردن و از وقتی که هیدئو حداقل بدنیا اومده ، ۲ مرتبه ، از توکیو به شیراساکی در مرتبه ی اول و در مرتبه ی دوم از شیراساکی به کاوانیشی مهاجرت داشتند.
این آقای هیدئوی جوان ، از همون اول مغزش خوب کار می کرده ! و از همون اول هم می دونسته تقریباً جاش کجاست. کلاً به سینما و تصویرگری علاقه داشته و شاید چون به خودش باور نداشته اول تو سرش بوده که بازیگر شه . کمی که بزرگتر می شه و افکار مریضش ( ما اینجا از لفظ مریض بودن افکارش به نیت تمجید و استثنایی بودنش استفاده کردیم ) با دایره ی لغت بیشتری مواجه می شه ، تصمیم می گیره بنویسه ! اون داستان های کوتاهش رو برای مجلات ژاپنی ارسال می کرده و مثل دوران بلوغ هر هنرمند نابغه ی دیگه ای ، نوشته های این دوستمون هم به چشم مجله ها نمیاد و هرگز چاپ نمی شه ! البته الآن می گن دلیلش این بوده که اون مجله ها دنبال داستان های ۱۰۰ صفحه ای بودن و داستانهای هیدئو کوجیما اصولاً سه برابر حجم داشته، ولی شما به ما بگید این آخه دلیل می شه ؟!
خلاصه بریم جلوتر ، قسمت بعدی از زندگی کوجیما خیلی شبیه خودش نیست و فکر کنم به اصرار خانواده در دانشگاه دوره ی اقتصاد رو شروع می کنه. هرچند در همین مدت به نحوی خودش رو با فعالیت های فیلم سازی هم سرگرم می کنه. اما هرچه جلوتر می ریم ، این جاش رو دیگه باید از دوستان و هم دانشکده ای هایش بپرسیم که چطور هیدئو بار دیگه به علایقش فرمون می ده و از فیلم سازی و کارگردانی که آخرین هدفش بوده، در سال چهارم دانشگاه به یکباره دست از تحصیل اقتصاد می کشه و نه فقط خانواده که دوستانش رو هم شگفت زده می کنه !
هیدئو کوجیما در سن ۲۳ سالگی وارد شرکت بازی سازی کونامی می شه و پروژه ی متال گیر استارت می خوره. می خوام بگم قبل از اینکه کوجیما برای خودش کوجیما بشه ، اینکه ۲۳ سالگیت رو با کونامی شروع کنی، آرزوی خیلی از ما بازی دوست ها می تونه باشه . درسته ؟ فقط یک سال زمان می بره و متال گیر در سال ۱۹۸۷ در ژاپن و اروپا عرضه می شه و کلییییی سر و صدا می کنه. و خیلی جای سؤال برای سازنده هاش نمی گذاره و بدون وقفه در سال ۱۹۹۰ و ۱۹۹۸ ، سری های دوم و سوم متال گیر با پسوند سالید اسنیک و سالید عرضه ی بازار و این مرتبه روی کنسول پلی استیشن اجرا می شه ! و بوووممم !!! کوجیما به هدفش می رسه و دیگه تبدیل به یک چهره ی مشهور بین المللی در این صنعت می شه !
ازونجایی که این دوستمون صرفاً یک هنرمند عشق هنر و چل و دیدونه نبوده ، و تحصیلات دانشگاهی در زمینه ی اقتصاد داشته ، برخلاف خیلی از هنرمندای دیگه حواسش به جیبش هم بوده و خیلی سریع شرکت کوجیما پروداکشنز رو به عنوان تابعه ای از کمپانی کونامی ثبت می کنه و به بازی می آره.
همکاری این شرکت با کونامی تا سال ۲۰۱۵ ادامه داشت و آخرین کار مشترکی که عرضه شد کماکان از سری بازی های متال گیر بود که سی و یکمین سری از بازی های این مجموعه در سیستم عامل های مختلف محسوب می شد و اسمش بود متال گیر ۵ : فانتوم پین.
اما ! اما این وسط یک کار نصفه نیمه ی دیگه ای هم بود که هرچند این جدایی باعث شد کار شهید شه به نحوی و هیچ وقت نه تنها نسخه ی نهایی بازی عرضه نشد ، که حتی دموی بازی هم از فروشگاه پلی استیشن حذف شد ! و این بازی چیزی نیست جز بازی P.T. از سری بازی های سایلنت هیل کونامی.مجموعه ای که به خودی خود یکی از سری بازی های مشهور کمپانی کونامی بود و این مرتبه با حضور کوجیما در بخش کارگردانی و طراحی می تونست به یکی از مادگارترین بازیهای طول تاریخ این صنعت تبدیل شه ! باور کنید اغراقی در کار نیست ! کافیه شما با دموی این بازی که در ۱۲ اوت ۲۰۱۴ عرضه شد و فقط ۳۰ دقیقه زمان داشت آشنا باشید. خیلی ها جرأت بازی کردنش رودر شب یا تنهایی نداشتن و حتی باور کنید خود بنده ! بازی رو در حالت بی صدا و MUTE نهایتاً تونسته ام تموم کنم.
این بازی که قطعاً مثل مابقی سری های بازیش در ژانر ترس و وحشته ، با کارگردانی کوجیما جداً از جلوه های ترس نمی گیم جدید اما ویژه ای برخورداره که شاید صرفاً ترکیب دقیق و زمان شناسی عالی در طراحی بازی موجب می شه تا این اندازه ترس بر شما غلبه کنه.
داستان ازونجایی که ماهیت بازی یک دمو قرار بوده باشه خیلی واضح مطرح نمی شه و خیلی سر و ته خاصی نداره. شما وارد یک خونه ای می شید با یک پلان عجیب و غریب و از طریق آنچه از صدای رادیو پخش می شه صرفاً متوجه می شید که یک مرد در این خونه مرتکب قتل همسرش و دو فرزندش شده. و به دو مورد قتل مشابه دیگر هم در سطح شهر اشاره می شه ( اینجا همونجاییه که ما ایده ی اتاق فرار MY NAME IS SIDNEY رو برای سناریوی ترسناک دوممون ایده گرفتیم که در عین حال که داستان به داستان اتاق فرار DEAD END متصل و مرتبطه ، ترتیب در بازی مطرح نباشه و پیش شرط و پیش نیازی برای تجربه ی هر یک از بازی ها وجود نداشته باشه ). در این بازی بر خلاف دیگر سری بازی های سایلنت هیل ، تصویر بصورت اول شخص نمایش داده می شه و کاراکتر شما از هیچ ابزار و توانایی خاصی برخوردار نیست و همین مواجه شدن شما با هر اتفاق ماورا طبیعتی رو بخصوص اگر روح خصمانه ی لیزا باشه ، سخت تر و ترسناکتر می کنه.
جالبه بدونید در طراحی ظاهر کاراکتر لیزا ، کوجیما از دو شخصیت Yurei و Ubume فرهنگ سنتی ژاپنی استفاده کرده و بهتون پیشنهاد می کنم اگر می خواید بیشتر خودتون رو بترسونید حتماً این دو اسم رو گوگل کنید و یا راجع بهشون بخونید و یا به دیدن نقاشی ها و تصویرها اکتفا کنید ! چرا یه ملیت یه همچین شخصیت های ترسناکی باید تو فرهنگ کهنش داشته باشه آخه ؟!!! واقعا چرا ؟!
بگذریم. شما صرفا در بازی حرکت می کنید و در تصویر می تونید زوم کنید که با انجام یک سری مشاهدات صرفاً در بازی پیش می روید و هربار که از زیر زمین خانه خارج می شوید، دوباره خودتون رو در سردر ورودی خونه می بینید.
شبها یکی پس از دیگری سپری می شوند تا در نهایت در اصلی منزل باز می شه و شما بالاخره هر ساختمان خارج و به خیابان راه پیدا می کنید. اینجاست که دموی کات سین و تریلر بازی نمایش داده می شه ، و دو چیز توجه شما رو بخودش جلب می کنه ، اسم بازی سایلنت هیل و البته نقش آفرینی نورمن ریدس در بازی ! اومدم بگم حیف ! که این بازی نسخه ی کاملش عرضه نشد که ما از بازی نورمن ریدس لذت ببریم که خوب، کوجیما بعد از جداییش از کونامی و ساخت بازی Death Stranding با کمپانی خودش ، این جای خالی رو پر کرد و می تونید حسابی با نورمن ، نقش آفرینیش و شکلک هایی که تو آینه اتون در میاره خودتون رو راضی کنید.
خیلی بیشتر از این حرفها می شه از کوجیما ، سایلنت هیل ، دث استرندینگ و دیگر اسمها و موضوعاتی که در این بلاگ مطرح شد براتون بگیم ، اما باشه برای بلاگ های بعدی شاید.
در آخر، آنچه در اتاق فرار DEAD END از مجموعه ی اسکیپ کیوب طراحی شده ، عیناً طراحی و بازسازی همین بازیP.T. با المان های حتی الامکان یکسان و روایت داستانی کاملاً برابر است. پس خیلی دنبال داستان روشنی نباشید ، دنبال چرا ها نباشید و صرفاً انچه کوجیما برای مخاطبینش در مانیتور کونسول های بازیشون طراحی کرده رو ، اینبار در واقعیت لمس کنید و تجربه کنید.
مجسمههای یافت شده از خرابههای شوش نشان میدهد که قدمت تنبور به ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد باز میگردد. نقش این ساز بر روی پلاکهای بابلی و سوری قابل مشاهده است. نمونههای زیادی نیز از زمان سلوکیان باقی مانده که نشان میدهد زنان نوازندگان اصلی تنبور بوده اند.
این ساز کهن از جایگاه خاصی در مناطق کردستان و کرمانشاه برخوردار است، به طوریکه آیین تنبور نوازی هرساله در اواسط آبان ماه در شهرستان دالاهوی کرمانشاه برگزار میشود.
تنبور سازی محلی از خانواده سازهای زهی-زخمهای است. این ساز دارای دو یا سه سیم و چهار پرده میباشد که با هر پنج انگشت نواخته میشود. در این مقاله نگاهی داشتیم به ساختار و خاستگاه این ساز کهن ایرانی.
ساختمان تنبور:
تنبور سازی گلابی شکل با دستهای نسبتا بلند بوده که ۱۳ الی ۱۴ پرده بر آن بسته میشوند.
کاسه:
تنبور دو نوع کاسه دارد:
۱- کاسه یک تکه:
در قدیم همهی کاسهها یک تکه بودند. این کاسهها فاقد قسمت رابط گلو هستند و دستهشان مستقیما به کاسه وصل میشود. روی کاسه، صفحه چوبی نازکی قرار گرفته و تعدادی سوراخ روی آن دیده میشود که در طنین و جنس صدای ساز بسیار موثرند.
تعداد و محل سوراخها ثابت نیستند، اما معمولا ۵ تا ۶ سوراخ، به شکل گل در وسط و کمی متمایل به دسته قرار میگیرند. برخی تنبورها هم دو سوراخ روی کاسه در قسمت بالایی نزدیک به لبه و صفحه دارند.
2- کاسه ترکهای:
این نوع کاسه که به کاسه چمنی نیز شهرت دارد، از تکههای چوب تهیه میشود. این کاسه نسبت به کاسه یک تکه راحتتر ساخته شده و اگر صدمهای ببیند نیز به راحتی تعمیر میگردد.
دسته:
دسته تنبور، از چوب گردو، چنار و یا زردآلو ساخته میشود. طول دسته از ۴۳ الی ۵۷.۴ سانتیمتر میباشد. عرض دسته ۲الی ۳ سانتی متر است که به سمت کاسه ضخیم میشود.
سیم گیر:
سیم گیر برای مهار سیمها در انتهای صفحه نصب میشود. در قدیم سیم گیر را از شاخ بز کوهی میساختند ولی امروزه از چوبهای مختلفی در ساخت آن استفاده میشود.
شیطانک:
بر روی دسته نصب میشود و روی آن سه شیار برای مهار سیمها وجود دارد. در گذشته شیطانک را از شاخ بز میساختند ولی اکنون از چوب گردو و یا شمشاد در ساخت آن بهره میبرند.
خرک:
بر روی صفحه و به فاصلهی ۵ الی ۷.۵ سانتیمتر نصب میشود. طول آن ۲.۵ الی ۴ میلیمتر بوده و ارتفاعش به ۲ تا ۵ سانتیمتر میرسد. روی خرک سه شیار برای عبور سیمها قرار گرفته است.
گوشیها:
گوشیها در قسمت بالای سر پنجه قرار دارند و جنس آنها از چوب سستی مانند بید است تا دسته به مرور زمان خورده نشود.
سیم:
در گذشته سیمها را از جنس ابریشم خام تابیده شده با قطر و ضخامتی یکسان میساختند. امروزه سیمها را از مس و یا برنج میسازند. در انواع تنبور، طول سیم از ۶۴ الی ۸۳.۵ سانتیمتر متفاوت است که تعدادشان چهار تا بوده و به فاصلههای مختلفی کوک میشوند.
دستان (پرده):
تنبور ۱۳ الی ۱۴ دستان به صورت پرده و نیم پرده دارد که جنسشان از رودهی گوسفند میباشد.
کمانچه را میتوان یکی از سازهای اصیل موسیقی و مهمترین آنها بعد از سه تار دانست، که نه تنها در موسیقی دستگاهی، بلکه در موسیقی مقامی نیز کاربرد فراوانی دارد
این ساز، پایهای به شکل میلهی فلزی داشته و جنس چوب به کار رفته در آن عمدتا از درختان توت و افراست.
طول کمانچه از پایه فلزی تا صراحی (قسمت فوقانی سرپنجه) حدود 75 سانتیمتر میباشد..
کمانچه، سازی زهی-آرشه ای و از سازهای ملی ایران است. این ساز وسعت صدایی گسترده (بیش از 4) دارد، ولی در عین حال ظرافت خاصی نیز در آن شنیده میشود.
بسیاری ساز کمانچه را تکامل یافتهی "رباب" میدانند. نوعی از این ساز در میان قوم لر رایج است که پشت آن باز بوده و "تال" خوانده میشود.
کمانچه را در حالت نشسته، به طوری که نوازنده آن را به حالت عمودی و در دست چپ گرفته و انگشتان دستش در طول دسته حرکت کرده، و آرشه را با دست راست به صورت افقی و در حرکات رفت و برگشت بر سیمها میکشد، مینوازند
در این مقاله نگاهی انداختیم به ساختار و خاستگاه این ساز اصیل موسیقی ایران .
این کاسه تقریبا کرهای شکل و توخالیست. سطح بالایی آن باز و روی آن پوشیده از پوست بوده و رویش خرک را نصب میکنند.
قسمت دهانه از پوست نازک آهو، بز و یا بره است.
دسته ساز لولهای مانند و از جنس چوب است که طول آن 25 و قطر آن 3 سانتیمتر میباشد.
خرک از جنس چوب یا استخوان به طول 4 و ارتفاع 2 سانتیمتر است. خرک توسط دو پایهی کوچک روی پوست کاسه قرار میگیرد.
سرپنجه در ابتدای طول دسته قرار داشته و چوبی است. سطح روی آن توخالی بوده و چهار گوشی به صورت دو به دو، و در بالای آن تاج (یا تنگ جلی) گرفته است.
کمانچه چهار گوشی به تعداد سیمهای ساز، و به شکل میخ سرپهن از جنس چوب دارد، که در طرفین سر پنجهاند. قسمت پهن گوشی برای کوک کردن به چپ و راست میچرخد.
چوب باریک و کم ارتفاعی است که به اندازهی عرض دسته بوده و بین سرپنجه و دسته قرار میگیرد. سیمها از روی شیارهای کم عمق آن عبور میکنند و به گوشیها وصل میشوند.
قطعهای کوچک از جنس چوب یا فلز، که در انتهای بدنه کاسه نصب میشود و یک سیم به آن بسته میشود.
میلهای باریک، فلزی و متحرک به طول 10 سانتیمتر، که هنگام نوازندگی یک سر آن با پیچ به انتهای کاسه بسته میشود و سر دیگر آن روی پا یا زمین قرار میگیرد.
کمانچه دارای 4 سیم با ضخامتهای مختلف است.
وسعت معمول صدای کمانچه نزدیک به 3 اکتاو است، ولی به علت وجود کوکهای متفاوت، تمامی فواصل موسیقی (پرده، نیم پرده و ربع پرده) در این ساز قابل اجراست.
از شاخصترین نوازندگان کمانچه میتوان از حسین خان اسماعیل زاده، علی اصغر بهاری، مجتبی میرزاده، کیهان کلهر و اردشیر کامکار نام برد.
در ادامه معرفی بازیهای ترسناک بذارید از یه بازی که نیمه دوم همین امسال ریلیز شده و به عنوان یکی از ترسناکترین بازی های سال شناخته شده، براتون بگیم. فراموش نکنید اگر در سال ۲۰۲۰ و با وجود تمام اتفاقات ترسناکش بازی ای بیاد و بتونه لقب ترسناکترین رو به خودش اختصاص بده ، حتماً !!! چیز خوفناکی باید باشه ! همونطور که گفتیم، Death Stranding نقاط مشترک زیادی با P.T. داشت، ولی حالا یه بازی جدید ساخته شده که باید گفت فقط شبیه نیست و در واقع داستانش عیناً و کاملا از P.T. الهام گرفته شده. امکان نداره بازی ترسناک Infliction (تحمیل) رو بازی کنید و از همون شروع بازی ، از قسمت منوی بازی حتی یاد P.T. و اتفاقات اون نیوفتید. همین کافیه که از لحظه ای که دسته ی کنسول رو دستتون میگیرید ، یک چراغ رو حداقل روشن بگذارید و روی صندلیتون میخکوب شید.
بلاگ قبلیمون هم در مورد یکی از ترسناکترین بازیهای این دهه ینی P.T نوشته بودیم.این بازی از ساختههای آقای کوجیما ست و از سری بازیهای سایلنت هیل، ساخته شرکت کونامی بوده که اولین بار به صورت یه دموی 30 دقیقهای در سال 2014 معرفی شد. بعد از معرفی این بازی، کوجیما به خاطر مسائلی که الان نمی خواهیم بهشون اشاره کنیم، از کمپانی کونامی جدا شد و تشکیلات خودش رو راه اندازی کرد تا در سال 2019 یک بازی شاهکار دیگه رو به اسم Death Stranding روانه بازار کرد که البته نقاط مشترک زیادی با P.T. داشت. شاید اولین و واضح ترین و بارزترین نشانه اش حضور نورمن ریدوس به عنوان نقش اول داستان در هر دو بازی باشه. بگذریم ! قرار نیست بیشتر ازین از P.T صحبت کنیم. اگه دلتون می خواهد ترس این بازی رو، نه از پشت صفحه کامپیوتر، که مستقیم و با پوست و استخوان خودتون تجربه کنین، حتما اتاق فرار DEAD END رو که بازسازی عینی این بازی کامپیوتریه رو تجربه کنید و پشت بندش اتاق فرار My Name Is Sidney رو هم از دست ندید که میتونه برای شما و دوستانتون مکمل خوبی باشه!
این بازی که به صورت اول شخص طراحی شده، طی دو نسخه عرضه شده؛ نسخه اولیه توسط استودیوی مستقل استرالیایی Caustic Reality سال 2018 به بازار اومد. این استودیو خودش هم داستان باحالی داره! کل کارای طراحی بازی و نویسندگی داستان و کلا همه چی به عهده مالک کمپانی، آقای Clinton McCleary انجام میشه!! یه چیزی شبیه اونچه در مجموعه ی اتاق فرارهای اسکیپ کیوب اتفاق می افته و با حداقل نفرات حداکثر خروجی گرفته می شه. بگذریم، خلاصه که اولین نسخه بازی که پابلیش میشه برای pc عرضه میشه و حسابی هم جایزه می بره. اما نسخه ای که جدیدا منتشر شده و اسمش Infliction: Extended Cut و شاید به روزرسانی شدهی همونه... روی تمامی کنسولها قابل بازیه و همینه که باعث می شه خیلی زود بین گیمرها تا این اندازه مطرح بشه!
بریم سراغ داستان بازی! همه این شناخت رو داریم که بازیها و فیلمهای ترسناک باعث می شوند شما به عنوان بیننده یا شرکت کننده یا بازی کننده، بترسید، درسته؟ ولی چیزی در مورد احساس دلهره چی ؟ میدونید؟ بین احساس ترس و دلهره مرز پر رنگ ! اما باریکیه. کارگردانهای معروفی مثل هیچکاک بیشتر روی دلهره مانور میدن... این حس دلهرهست که نهایتاً توی قلب و روحتون نفوذ میکنه و شاید باید گفت از احساس ترس عمیقتر و شدیدتره. مثال واضح ترش ، شما توی فیلم های ترسناک تا نمیدونید با چی طرفید، دلهره دارید و از زمانی که اون موجود خبیث و ترسناک رو میبینید و یا باهاش آشنا می شید، دلهره ی شما تبدیل به ترس می شه. و باید گفت بهترین جنبه بازی Infliction هم همینه که ترس و دلهره رو همگام با هم پیش میبره و حسابی ضربان قلبتون رو بالا پایین می کنه !
اولش اینجوری شروع می شه که شما داخل ماشین هستید و وارد گاراژ یک خونه میشید و بازی به همین سادگی شروع میشه! ماها معمولا انتظار داریم که بازیهای ترسناک یک موسیقی مرموز داشته باشن، ولی اینفلیکشن شما رو توی یه سکوت مطلق غرق میکنه، یه سکوت دلهرهآور، تنها با صدای تیک تاک یک ساعت! یا هر چیز پیشبینی نشده ی دیگه ای. پس یادتون باشه حتما با هدفون بازی رو تجربه کنید . شما باید توی این خونه بزرگ بگردین و سرنخها رو جمع کنید. می پرسید چه سرنخ هایی؟ خب، اولش داستان گنگه و شما نمیدونید چه خبره، ولی هرچی در بازی پیش میرید توجهتون بیشتر به عکسهای روی دیوار که یک خانواده خوشحال و خوشبخت رو نشون میده جلب میشه و نهایتا از بین همین خاطرات شیرین گناهان گذشتهتون رو کشف، و راهی به سمت رستگاری پیدا میکنید. اوه، راستی یک روح خبیث هم توی خونه همراهتونه و بعضی وقتا یهو توی صورتتون سبز میشه! تنها راه نجاتتون توی این مواقع اینه که زیر تخت، توی کمد، یا هرجایی که دم دستتونه قایم بشید تا روح گوگولیمون تشریفشون رو ببرن.
بازی معما محوره و سرنخها و وسایلی که به مرور پیدا میکنید توی حل معماها کمکتون میکنن. در طول بازی شما با حل معماها، گوش دادن به صداها، و مدارک و شواهدی که پیدا میکنید کم کم متوجه می شوید که چی شده که سر از این خونه درآوردید و ما هم قرار نیست بیشتر از این بازی رو براتون اسپویل کنیم. پس در اولین فرصت ، یک شبی که فرداش کاری ندارید ( شاید همین دوران قرنطینه بهترین زمان باشه ) ، حداقل ۳ ساعتتون رو خالی کنید ، یک ذره خوراکی های شیرین رو کنارتون داشته باشید ، اگر جراتش رو دارید چراغها رو خاموش کنید ، هدفون رو لحاظ کنید و در آخر دکمه ی استارت رو فشار بدید ! شب خوبی رو براتون آرزو می کنیم ! یوهاها : )))